الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

216

إحياء علوم الدين ( فارسى )

مترجم مىگويد كه ترجمهء اين حديث مستوفىتر « 332 » از اين حديث سابق شده است . و هر گاه كه همهء مردمان را تأمل كنى ايشان را يا بى كه از كارهايى بيرون اين سه ، شكايت مىكنند و مىنالند ، با آن چه برايشان و بال باشد ، و نعمت خداى را در اين سه و در ايمان كه رسيدن ايشان به نعيم مقيم و ملك عظيم بدان است شكر نگزارند . بلكه اهل بصيرت بايد كه شاد نشود مگر به معرفت و يقين و ايمان . بلكه ما از عالمان كسى را مىدانيم كه اگر كل آن چه در قدرت ملوك زمين از مشرق تا مغرب داخل است ، از اموال و اتباع و انصار ، به وى دهند و گويند كه اين را از علم خود بل از عشر عشير علم خود عوض گير ، نگيرد . و آن بدان باشد كه اميد دارد كه نعمت علم او را به قرب حق تعالى رساند در آخرت [ 160 ] بلكه اگر وى را گويند كه كل آن چه در آخرت اميد دارى به كمال تو را مسلّم است ، پس اين لذتهاى دنيا بدل لذتى و شاديى كه به علم دارى در دنيا بستان ، هر آينه نستاند ، بدانچه داند كه لذت علم دايم است و منقطع نشود ، و ثابت است نتوان دزديد ، و غصب نتوان كرد ، و در آن مناقشت نيست ، و صافى است بى كدورت ، و لذات دنيا همه ناقص و مكدر و مشوب است ، و لذت آن به درد آن ، و شادى آن به غم آن ، و مرجو آن به مخوف آن وفا نكند . تا اكنون همچنين ديده شده است ، و همچنين باشد تا روزگار باقى ماند . چه لذتهاى دنيا آفريده نشده است مگر براى آن كه عقل ناقص را بفريبد تا چون فريفته و مقيد آن گشت بر وى ابا نمايد و در فرمان او نيايد ، چون زنى خوب ظاهر كه براى جوانى نادان كه بر شهوت مولع باشد خود را بيارايد تا چون دلش در قيد او آيد از فرمانبردارى امتناع نمايد و از او در حجاب شود ، پس هميشه با او در رنج دايم و تعب قايم بماند . و آن همه بدان باشد كه لحظه‌اى به لذت ديدن او فريفته شود . و اگر بداند و چشم فرو خواباند و آن لذت را حقير شمرد ، همه عمر مسلّم ماند . پس همچنين ارباب دنيا در دامهاى دنيا افتاده‌اند . و سزاوار نيست كه روى گرداننده از دنيا گويد كه من به صبر كردن از دنيا رنج مىبينم ، چه اقبال كننده بر او هم رنج مىبيند به صبر كردن بر آن و حاصل كردن و نگاه داشتن او و دفع [ لصوص ] « 333 » از او . و رنج روى گرداننده در آخرت به لذت انجامد ، و رنج اقبال كننده به رنجهاى آخرت ادا كند . پس روى گرداننده از دنيا بايد كه قول حق تعالى بر نفس خود خواند : وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ ، « 334 » اى ، سستى مكنيد در جستن مشركان اگر دردمند مىشويد ، ايشان هم دردمند مىشوند چنان كه شما دردمند مىشويد ، و شما از خداى چيزى اميد مىداريد كه ايشان اميد نمىدارند . پس راه شكر بر مردمان جز بدان بسته نشده است كه نعمتهاى ظاهر و باطن و خاص و عام نمىدانند .

--> ( 332 ) مستوفى ، كامل ، جامع . ( 333 ) لصوص ، دزدان . ( 334 ) نساء 4 - 104 .